تبليغاتX
*اینجا پایتخت وبلاگهاست...لذت ببرید*
هدف ما جلب رضایت شماست...D:
"میتوانید در این روزها(روزهای کارنامه)از این روش اسفاده کنید"

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :


پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با نانسی پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. نانسی به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. نانسی چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و نانسی بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:41 PM  توسط پویا و صدف  | 

مقایسه دخترها  و  پسرها  : 

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی اصلاً حال خوبی ندارد

وقتی یک پسر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی واقعاً حالش خوبه

        وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گوید

وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت دارد یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو sms  می فرستد یعنی می خواهد تو اقلاً یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک پسر هر روز برای تو sms  می فرستد بدون که برای همه foreward کرده

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعاً دوستت داره

وقتی یک پسر به تو می گوید دوستت دارم ( بدون اولین بارش نیست آخرین بارش هم نخواهد بود )

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آیندش باشی

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیمشو گرفته اقلاً تو رو واسه یه هفته داشته باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:12 PM  توسط پویا و صدف  | 

عشق، از ديد دبيران :

دبير شيمي:

 عشق، تنها اسيدي است كه در قلب فوري اثر مي كند

دبير فيزيك:

 عشق، مانند آهن ربايي است كه معشوق را به طرف خود جذب مي كند

دبير ورزش :

عشق، يك توپ فوتبالي است كه به دروازه هر قلبي اصابت مي كند

دبير تاريخ :

عشق، تنها واقعه اي است كه حادثه اي عظيم را براي ابد در قلب آدمها به جا مي گذارد

دبير بينش :

عشق يك موهبت الهي است كه از طرف خداوند براي بندگانش فرستاده شده است

دبير زيست :

عشق، تنها ميكروبي است كه وارد بدن آدمي شده و در قلب او جايگزين مي شود

دبير عربي :

عشق، تنها فعلي است كه نيازي به صرف كردن و معني كردن آن نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:9 PM  توسط پویا و صدف  | 
دو ماشین با هم تصادف بدی می کنند، بطوریکه هردو ماشین بشدت آسیب میبینند .ولی راننده ها بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.
وقتی که هر دو از ماشین هایشان که حالا تبدیل به آهن فراضه شده بیرون می آیند ، خانم راننده میگوید: چه جالب شما مرد هستید،ببینید چه بروز ماشین هایمان آمده ! همه چیز داغان شده ولی ما کاملا" سالم هستیم .
این باید نشانه ای از طرف خداوند باشد که ما اینچنین با هم ملاقات کنیم و شاید بتوانیم زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم !
مرد با هیجان پاسخ داد:بله ، کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشد !
سپس زن ادامه داد و گفت : ببینید یک معجزه دیگر. ماشین من کاملا" داغان شده ولی این شیشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بماند تا ما این تصادف و آشنایی خوش یمن را جشن بگیریم.
بعد زن بطری را به مرد داد .
مرد سرش را به علامت تصدیق تکان داد و در بطری را باز کرد و نصف شیشه مشروب را نوشید.
بعد بطری را به زن بر گرداند .زن بلافاصله بطری را به مرد برگرداند.
مرد گفت: مگر شما نمی نوشید؟!
زن در جواب گفت: نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس باشم....
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 2:17 PM  توسط پویا و صدف  |